بى اشتهايى عصبى در زنان
بى اشتهايى عصبى در زنان شايعتر از مردان است و معمولاً در نوجوانى شروع مى شود . فرضيه هاى وجود اختلال روانشناختى زمينه اى در زنان جوان مبتلا به اين اختلال مطرح شده است و براساس اين فرضيه ها در اين زنان تعارضاتى در مورد انتقال از مرحله دختر بودن به مرحله ى زن بودن وجود دارد .

مسائل روانشناختى مربوط به احساس درماندگى در برقرارى استقلال نيز به عنوان عوامل مهم در گسترش اين اختلال مطرح شده اند . علايم پراشتهايى ممكن است به صورت يك اختلال جداگانه و يا بخشى از بى اشتهايى عصبى ظاهر شود .

بيماران مبتلا به بى اشتهايى عصبى يا پراشتهايى عصبى به طور فزاينده اى با وزن ، غذا و شكل بدن اشتغال ذهنى دارند . فرجام بى اشتهايى عصبى متغير و از بهبودى خودبخودى تا سير صعودى و نزولى تا مرگ متفاوت است .

انواع اختلالات خوردن در ٤ درصد نوجوانان و جوانان محصل گزارش شده است . بى اشتهايى عصبى در طول چند دهه ى گذشته شايعتر از دوره هاى قبل گزارش شده است و بتدريج شيوع آن در دختران نابالغ و پسرها افزايش يافته است . شايعترين سن شروع آنوركسيا در نوجوانى است ، ولى ٥ درصد بيماران مبتلا در اوايل دهه سوم عمر به اين اختلال دچار مى شوند . طبق DSM-IV-TR شايعترين سن شروع اين اختلال بين ١٤ تا ١٨ سالگى است . برآورد مى شود كه بى اشتهايى عصبى در %5 تا يك درصد دختران نوجوان روى مى دهد و ميزان شيوع آن در دخترها ١٠ تا ٢٠ برابر بيشتر از پسرها است .

ميزان شيوع برخى علايم بى اشتهايى عصبى بدون ملاك هاى تشخيصى كامل آن در بين زن هاى جوان قريب به ٥ درصد تخمين زده مى شود . هر چند در ابتدا اين اختلال بيشتر در بين طبقات بالا گزارش شده بود ، ولى امروزه در ارزيابى همه گيرشناسى چنين توزيعى مشاهده نمى شود . به نظر مى رسد اين اختلال در ممالك پيشرفته شايعتر است و احتمالاً در خانم هاى جوانى بيشتر شيوع دارد كه حرفه ى آنها مستلزم لاغرى است .

ا
بى اشتهايى عصبى در ٦٥ درصد موارد با افسردگى همراه است ، جمعيت هراسى در ٣٤ درصد موارد آن ديده مى شود ، و اختلال وسواسى – جبرى در ٢٦ درصد موارد اين اختلال وجود دارد .